۱۳۸۶ مرداد ۶, شنبه

ايران طالبانی


عواقب اجتماعی اين طرح خداپسندانه‌ی "مبارزه با بدحجابی" را نمی‌دانم. به رفتار مادرم هنگام خارج شدن از واحد مسكونی محل زندگيمان فكر می‌كنم و آنرا با تصاويری از او در كنار دريا در زمانی كه من يك يا دو سال بيشتر نداشتم مقايسه می‌كنم. تغييرات شديد و ناگهانی هميشه با عكس‌العمل‌های تند و عوارض جانبی همراه است، اما اگر همين تغييرات آرام و به تدريج رخ دهد، كشوی كه در سال 1355 شمسی سواحل دريای خزر آن با سواحل مديترانه در اسپانيا تفاوت چندانی نداشت، در سال 1395(البته با برنامه‌ريزی و رفتار هوشمندانه) می‌تواند ظاهری مانند افغانستان در زمان حكومت طالبان داشته باشد بی‌آنكه اعتراضات شديد و گسترده داخلی و بين‌المللی را موجب شود.
اگر توجه كرده باشيد اخيراً برنامه‌هايی در ساعات كم‌بيننده از تلويزيون پخش می‌شود كه در آنها به توضيح مبانی و اصول دين مبين اسلام می‌پردازند و مسائلی مربوط به نظرات اجتماعی اسلام درباره زن، مركز توجه برخی از آنهاست. اين جور كه دوستی (سالومه) نقل می‌كرد، در يكی از اين برنامه‌ها آخوندكی باظاهر حق به جانب بی‌آنكه سخنان مطرح شده را نظر شخصی خود بداند، اظهار می‌داشت در اسلام تأكيد شده تا جايی كه ممكن است زن از خانه خارج نشود و باقی قضايا. هميشه ملاهايی بوده‌اند كه از اين مزخرفات تحويل مردم بدهند ولی معمولاً حوزه نفوذ آنها به همان مسجد محل حكومتشان محدود می‌شده و راه يافتن اين جور افراد به رسانه ملی كه جديداً تعدادشان رو به افزايش است اندكی جای تأمل دارد.
از آنجا كه جمهوری اسلامی متخصص به زندان انداختن كسانی است كه احساس می‌كند برای بقايش خطر دارند، و به دليل آنكه اغلب قصد دارد برای اين كار ظاهر قانونی نيز ايجاد كند، نياز دارد تا جرائم جديد و اصطلاحات نو برای اتهامات وارده بسازد. اين روزها واژه "انقلاب مخملی" را زياد می‌شنوم ولی دقيقاً نمی‌دانم آنرا برای گرفتن يقه كدام دسته از مردم به كار می‌برند و يا دقيقاً به چه فعلی اشاره دارد. اما حركات آشكار و نهان حكومت جمهوری اسلامی برای اسلامی‌تر كردن اين مملكت باعث شد تا فكر كنم اين واژه می‌تواند اينجا مورد استفاده قرار گيرد. هنوز عده بسيار كثيری در اين مملكت وجود دارند كه نظرات آقايان را در مورد اسلام به شدت قبول داشته و به عنوان وظيفه دينی گوش كرده و اجرا می‌كنند و عده سيار كثيرتری وجود دارند كه به خاطر عمل نكردن به دستورات به ظاهر دينی حكومتيان، خود را گناهكار تصور می‌كنند. به همين خاطر است كه من اغلب مشكلات موجود در ايران را نه به دليل وجود چنين حكومتی، بلكه به خاطر وجود چنين مردمانی می‌دانم.

هیچ نظری موجود نیست: