Open City
كيس كريستيانس (Kees Christiaanse) مدير انتخاب شده برای چهارمين دوسالانهی بينالمللی رتردام (IABR) با موضوع "شهر گشوده: طراحی همزيستی" در مصاحبهای در 6 جولای 2009 ضمن توضيح پيشزمينهها و نحوه انتخاب او، مطالبی برای روشن شدن مفهوم شهر گشوده ارائه میدهد. در زير ترجمه بخشی از اين مصاحبه كه به اهداف و ايده تم اصلی اين دوسالانه میپردازد، میآيد:
...
سئوال: تم محوری اين دوسالانه "شهر گشوده" است. منظور شما از آن چيست؟
كيس كريستيانس: من دوسالانه را در ذاتش به عنوان مجلسی از طوفان افكار میبينم كه در آن سئوالات زيادی مطرح میشود. اين سئوالات در زمينههای اجتماع، اشتراك، پناهگاه، سكونت غيررسمی، مبادلات و جامعهی قابل ساخت هستند. ما برای مديران فرعی خود كه در سطح جهان پراكنده هستند سئوالاتی را مطرح میكنيم. آنها با اين سئوالها مشغول میشوند اما آنچه كه آنها انجام میدهند نمیتواند تحت كنترل كامل من باشد. در پايان ما اين مطالعات را به منظور شكل دادن يك كل مرتبط با هم تركيب میكنيم و ما آنرا "شهر گشوده: طراحی همزيستی" ناميديم.در تعريف، ما با گذر از مديران فرعی به عنوان يك مجموعه مدل فكری، يك شهر گشوده مكانی است كه گروههای اجتماعی مختلف در كنار هم میزيند، تنوع فرهنگی حضور دارد، تفاوتها در مقياس قابل مشاهده است و نوآوریهای شهری و احتمالاً توسعه اقتصادی در حال وقوع. وقتی تمام اين عوامل با هم جمع میشوند میتوانند اثر مثبتی به جا گذارند. آنگاه میتوانيم از يك شهر گشوده صحبت كنيم.شهر گشوده يك شهر نيست؛ يك وضعيت از بخشی از يك شهر است. كلمه "وضعيت" اشاره به حالتی محدود دارد، كه اين حالت با وامداری به ساير عوامل مؤثر تغيير میكند. و من تنها از بخشهايی از شهر صحبت میكنم زيرا اين خيال باطلی است اگر گمان كنيم تمام شهر میتواند همچون يك شهر گشوده طراحی يا مهندسی شود. معمولاً بنا به دلايل سياسی، هر شهری دارای مناطقی بالقوه گشوده است و برخی نواحی هرگز گشوده نخواهند بود.
سئوال: میتوانيد مثالهايی از شهر گشوده ارائه دهيد؟
كيس كريستيانس: پرنتسلوئربرگ (Prenzlauer Berg) در برلين پنج سال بعد از فرو ريختن ديوار. اين ناحيه كه قبلاً در برلين شرقی بوده تبديل به بستر پرورنده ايدهآلی برای خلاقيت میشود: شكلهای جديدی از اقدامات متهورانه پديدار میشود، جوانان (دانشجو، هنرمند) به پرنتسلوئربرگ و به كنار ساكنان اصلی و يك جامعه بزرگ ويتنامیها میآيند. نتيجه امر، يك ديگ مذاب خلاقانه و مثبتگرايانه میشود. اما در يك زمان مشخص، و البته شما اين را در بسياری از جاها میبينيد، يك روند بازسازی و نوسازی كالبدهای قديمی آغاز میشود. آنچه كه اتفاق میافتد طبق آنچه جين جاكوبز (Jane Jacobs) مینامدش، "خودتخريبی تنوع" است. ارزش زمين به دليل موفقيت منطقه بالا میرود و آنگاه فقط عملكردهای خاصی در آنجا شكل میگيرد. بنابراين وضعيت شهر گشوده محدود است.گونه ديگری از شهر گشوده، مجتمع هنری 798 در پكن است. در حدود يك دهه پيش اولين گروه از هنرمندان به ساختمانهای خالی اين مجموعه كارخانه كه آماده تخريب شده بود آمدند. آتليهها و گالریها در كنار كارگاههای كوچكی كه هنوز مشغول به كار بودند شكل گرفتند. اين شرايط اثری كاتاليزوری بر زندگی شهری داشت به خصوص زمانی كه مقامات شهر پكن ارزشهای فرهنگی و از آن مهمتر ارزشهای اقتصادی آن در قالب توريسم را دريافتند.
سئوال: آيا لازم است ما برای خلق يك شهر گشوده تلاش كنيم؟
كيس كريستيانس: مسلماً، شهر گشوده يك جامعه گشوده را بازتاب میدهد كه به مردم مجال و حكومت مدارا را میدهد. آن فرمی از جامعه است كه همه ما بايد اشتياقش را داشته باشيم و از نگاه الويتهای شهر، بايد از اهدافمان باشد.
سئوال: حتی اگر شهر گشوده به دليل موفقيتش ناپديد شود؟
كيس كريستيانس: درست است، اما شهر گشوده دوباره خود را در مكانهای ديگر آشكار میسازد. و اين شدنی است كه بازسازی و نوسازی را به درجه و عناصر مشخصی منتهی و تثبيت سازيم. برای مثال به محله چينیها در لندن، هنگكنگ و جاكارتا توجه كنيد. ارتباط بين اين سه محله شهری احتمالاً بسيار شبيه وضعيت شهر گشوده است تا ارتباط محلههای چينیها با بقيه نواحی شهری كه در آن قرار دارند.
سئوال: وضعيتهای فضايی شهر گشوده چيست؟
كيس كريستيانس: جنبههای مهم اندازه سطوح تك-عملكردی در شهر و تراكم و وسعتی كه هر يك از آنها با هم ارتباط برقرار میكنند، هستند. نواحیای كه اين خوشهها با يكديگر مواجه میشوند میتواند در مدنيت تأثير داشته باشد. حمل و نقل عمومی و اتومبيل هنوز نقش مهمی در وجود يا نبود وضعيت گشوده بازی میكنند. در مجموع اتومبيل يكی از بزرگترين دلايل افتراق فضايی محسوب میشود، اگرچه پيادروسازی افراطی مراكز شهری را مانند قبرستان ملالآور میكند. وضعيت شهر گشوده شامل بیشمار تناقضات میشود كه بسيار سخت است اگر بخواهيم دقيقاً تعريف كنيم پيش از صحبت درباره يك شهر گشوده چه كيفيات فضايی بايد از قبل خلق شوند. در طول آمادهسازیهای ما، به طور مثال ما دريافتيم شكلهای افراطی جداسازیها حتی میتواند موجب جذب برخی فعاليتها شود. در جاهای مختلف در سراسر دنيا ما مشاهده كرديم زاغهنشينی درست در پشت محلات اشرافی پديدار میشود. آنها معمولاً در زمينهايی سكنی میگزينند كه هيچكس آنها را مناسب احداث ساختمان نمیداند ـ قطعاتی كه در بين زيرساختهای جادهای محصور شدهاند. ساكنين زاغهها خدماتی را به مردم مناطق مرفهنشين ارائه میدهند. نتيجه آن اقتصاد تكميلی و ارتباطات اجتماعی است. گاهی اين فضاهای سكونتپذير شده به يك مكان قابل توجه ارتقا پيدا میكنند و آنگاه زاغهنشينها دوباره مجبور به جابجايی هستند.
سئوال: طراحان از چنين روندهايی چه میتوانند بياموزند؟
كيس كريستيانس: آنها میتوانند چيزهای در رابطه با ارتباط بين توسعه ساختمانها و فضای گشوده و زيرساختهای حمل و نقل بياموزند. بايد توجه ويژهای به اين نكته شود كه اغلب بسيار بيشتر از آنچه كه در ابتدا تصورش میشد قابل به دست آوردن است.
سئوال: آيا طراحان میتوانند چيزی برای يك شهر گشوده طراحی كنند؟
كيس كريستيانس: اين روش ديگری از طراحی كردن است؛ مداخلات بايد مورد اندازهگيری قرار گيرند. پتانسيل برای وضعيت شهر گشوده هماكنون وجود دارد؛ تنها زمانی شروع به كار خواهد كرد اگر برخی فعاليتها شروع به جوشيدن كنند. اما هيچ اتفاقی رخ نمیدهد اگر اين جوشش فعاليتها به صورت رسمی همراه با كارشناسی تقويت نشوند. بدين طريق رسمی و غيررسمی در سطوح بسيار راديكال با يكديگر آشتی داده میشوند كه قبلاً ممكن به نظر نمیرسيد. به عنوان معماران و طراحان شهری ما بايد مسلماً اين انديشه را در ذهن داشته باشيم كه میتوانيم موجب بهبود وضعيت جهان شويم، ما میتوانيم ميانگين شرايط زندگی زاغهنشينان را بهبود بخشيم. ما میتوانيم شرايطی را خلق كنيم كه فعاليتهای اقتصادی ريز، امكان رشد داشته باشند. يكی از مشاهداتی كه اخيراً داشتهام اين بوده است كه عموماً طراحان شهری در وضعيتهای بسيار منفی شروع به كار میكنند، چه در زمينه تحقيقات و چه مأموريتهای طراحی. ما بايد هر چه كه میتوانيم انجام دهيم تا روابط ثابت را بشكنيم. كار معمولاً از يك شرايط منفی آغاز میشود كه در آن شعاعهای كوچكی از اميد ديده میشود. شما بايد آنها را برباييد و سپس به كار انداخته و استفاده كنيد. فكر میكنم در آن صورت میتوانيد تغيير بزرگی ايجاد نماييد.
...
اصل مصاحبه را در اينجا بخوانيد.



