۱۳۸۶ مرداد ۱۸, پنجشنبه

چشم باز نكن، از بوی تعفن لذت ببر

چرخ در ميان اخبار را برای خود يك "بايد" تعريف كرده‌ام با اين حال گرفتاری و مشكلات گاه نمی‌گذارند درست بايستی و ببينی در اطرافت چه می‌گذرد. امروز كه خانه بودم سری به BBCفارسی زدم تا از آن گشت و گذاری در اخبار ايران را آغاز كنم. پس از خواندن چند خبر ديدم خيلی هم بد نيست كه آدم سرش شلوغ باشد؛ حداقل خستگی اجازه نمی‌دهد چشمان نيمه بازت زشتی‌های اطراف را درست ببيند و اين خود می‌تواند از تكرار مداوم حالت تهوع بكاهد:

ورود منتقدان به مجلس و دولت ممنوع می شود؟
بازداشت شرکت کنندگان در یک پارتی در کرج
توقيف مطبوعات در ايران؛ تنفس سخت‌ تر می‌ شود
ممنوعیت دوچرخه سواری زنان در اصفهان
دفاع احمدی نژاد از مبارزه با 'بدحجابی'

كجا زندگی می‌كنيم، چه جور موجوداتی هستيم؟

۱۳۸۶ مرداد ۱۲, جمعه

بوی گه

در ميان جمع كثيری كه دست به دست هم دادند تا برينند به ايران، آدم‌های كوچك و بزرگی وجود دارند كه حوزه‌ی تأثيرگذاريشان با هم متفاوت است. برخی از اين موجودات به تدريج هيجانشان خوابيد و با بهبود حس بوياييشان ديگر تاب و تحمل زندگی در اين مملكت را نداشتند زيرا بوی گند گهی كه به ايران زده بودند، خودشان را نيز می‌آزرد. داشتم صفحه سينمای روزنامه شرق روز چهارشنبه 10 مرداد را می‌خواندم كه چشمم به نامه مخملباف به سيد محمد بهشتی پس از نمايش فيلم اجاره‌نشين‌ها در سال 1365 افتاد. چيزهايی درباره‌ی مخملباف در اوايل انقلاب شنيده و قيافه‌اش را در تصاوير پشت صحنه فيلم بايكوت ديده بودم اما فكر نمی‌كردم اوضاعش تا اين حد خراب بوده باشد. متن چاپ شده نامه مخملباف در روزنامه شرق كه از كتاب تاريخ سينمای ايران (جلد دوم، صفحه 547) نقل شده، عيناً در زير می‌آورم:

بسمه‌تعالی
برادر بهشتی،سلام خسته نباشيد. انصاف حکم می‌کند که تلاش شما را در جهت رشد کمی سينما بستايم. اجرکم علی‌الله؛ اما وجود فيلم‌هايی چون اجاره‌نشين‌ها را به چه حسابی بگذارم. بی‌دقتی شما؟، بی‌اعتقادی شما؟، در صورت آخر اعتماد پاک مهندس موسوی را به شما نمی‌توانم نديده بگيرم. برادر عزيز از شما خيلی خوبی می‌گويند. خيلی‌ها می‌گويند دو سه سال پيش در محضر مهندس مرا امر به ثواب کرديد، يادتان هست؟ پس من باب ثواب می‌گويم؛ حاجی واشنگتن را که گردن نگرفتيد، اجاره‌نشين‌ها به گردن چه کسی است؟ اگر فيلم را نديده‌ايد، ببينيد. اگر ديده‌ايد يک بار ديگر ببينيد. شما را به همان حضرت اباالفضل (ع) تکليف کسی چون من با شما چيست؟ ارج گذاريتان به جنگ را باور کنم يا اغماضتان را در مورد امثال اجاره‌نشين‌ها، اميدوارم که همچنان ما را متحجر ندانيد که مثلاً به هنر تبليغاتی و سفارشی معتقديم يا با انتقاد مخالفيم. اما انتقاد در چارچوب انقلاب و اسلام يا هجو اصل اسلام و انقلاب؟ توهين می‌شود اگر بگويم فيلم ديدن بلد نيستيد. می‌توانيد بنشينيد با هم اجاره‌نشين‌ها را ببينيم. من باب ثواب گفتم، گناه که نکرده‌ام؟، واقع قضيه اين است که دو ساعت پيش که فيلم را ديدم حاضر بودم به خودم نارنجک ببندم و مهرجويی را بغل کنم و با هم به آن دنيا برويم. اما يک ربع پيش که با قرآن استخاره کردم خوب آمد که به شما بگويم و نه به کس ديگر. ادای وظيفه کردم؛ ثواب يا گناه؛ آخرت خودتان را به دنيای ديگران نفروشيد.
محسن مخملباف