در پروسه ساخت وبلاگ در
blogger بخشی وجود دارد به نام description كه در آن میتوان چرندياتی در مورد اينكه كی هستی و مثلاً چرا وبلاگ درست كردی نوشت. بنا به قالب اوليهای كه من برای وبلاگم انتخاب كرده بودم، اين توضيحات میآمد به صورت دائمی مینشست زير عنوان اصلی وبلاگ، كه به نظرم جالب نيامد. خلاصه اينكه آن توضيحات را پاك كردم و از آنجاييكه دلم نمیآمد هيچ استفادهای از آن فسفر سوزاندن بابت نوشتن توضيحات نكنم، كلياتش شد الهامبخش من برای نوشتن اولين مطلب اين وبلاگ.
از مدتها پيش، مثلاً حدود چند ماه بود كه قصد داشتم دوباره يك وبلاگ درست كنم و در آن به زبان فارسی تا جايی كه از دستم برمیآيد مستقيماً درباره معماری ننويسم؛ از زندگی بنويسم و موضوعات به ظاهر غيرمعمارانه. اما به دلايل متعددی مثل گرفتاریهای موجه يا احمقانه و بیسوادی در زمينه ويرايش قالب وبلاگ، اين امر به تعويق افتاد تا اينكه عوامل پيچيده و غريبی مثل قيام خيابانی عدهای ايرانی در 44 سال پيش (15 خرداد 1342)، مرگ رهبر آن قيام در 14 خرداد 16 سال پيش (يعنی توليد دو روز تعطيلی رسمی پشت سر هم در كشوری كه من در آن زندگی میكنم)، احساس رخوت ذهنی و ترس از بيشتر غرق شدن در روزمرهگی زندگی، دست به دست هم دادند تا اين وبلاگ شكل بگيرد.برای شيوه نوشته در اين وبلاگ و موضوعات مطرح شده در آن سياست خاصی پيشه و مطرح نمیكنم چون مطمئن هستم به مرور در عمل تغييرشان خواهم داد. ديگر اينكه هر چند هميشه سرعت پيشرفت در حوزه كامپيوتر را به خود گوشزد میكنم و با اينكه فقط چيزی در حدود دو سال از
آخرين وبلاگ نوشتنم میگذرد، افزايش امكانات در
blogger و ميزان تغييرات در زبانهای نوشتن صفحات وب، شگفتزدهام كرد. اصولاً و مخصوصاٌ اخيراً، روزها بسيار سريع سپری میشوند و اين وبلاگ در كنار بسياری ديگر از اهداف، تلاشی نيز خواهد بود برای ثبت محدودِ لحظات بسيار كوتاهی از رويدادهای جاری.