نگاه ژرف
اغلب مردم جديت را با بصيرت اشتباه میگيرند؛ سخنان احمقی را كه با صلابت صحبت میكند، اسنادی قابل اعتماد میپندارند. البته موزمارانی نيز هستند كه با آرام و خونسرد سخن گفتن، با آرامشی خاص كه گويی به اسرار نهانی اين عالم پی بردهاند، مردمان را میفريبند. ما فريبخوردگان نيز بیتقصير نيستيم؛ دقيق نگاه نمیكنيم. مردم، جوانان حقيقتجويی را كه انديشههای بسيار سنجيده خود را صريح و بیملاحظه ابراز میكنند، بیتجربگانی خام و ناپخته خطاب میكنند و با نام نهادن "تجربه" بر فرسودگی روحی و جسمی خود، شمشيرِ پنبهای مؤعظه در دست میگيرند و با چاشنی خودبزرگبينی، تظاهر به مهرفروشی میكنند.
آنان كه نيچه را نفهميدهاند از او نقل میكنند كه خدا مرده است. در دنيايی زندگی میگنيم كه مثل خيلی چيزهای ديگر، به لحاظ وجود خداهای نوظهور وضعش بهتر از گذشتههای دور است. خدا با بت متفاوت است. بت را در شيپور میكنند و ذهن توانمند ما به شكل جادويی ارزش آنرا بسط میدهد. خداهای واقعی غالباً ديده نمیشوند و گمان میكنم اين به خاطر ظاهر در نگاهِ اول بسيار معمولی آنهاست. يك خدای واقعی ممكن است بسيار ساده ايستاده به يك ديوار تكيه داده باشد اما اگر اندكی مكث كنی و با تمركز و ذهنی آزاد به او دقت نمايی، به شكلی بیواسطه به قدرت غيرمادیاش و احساسی از دنيای بزرگش پی میبری.
آنان كه نيچه را نفهميدهاند از او نقل میكنند كه خدا مرده است. در دنيايی زندگی میگنيم كه مثل خيلی چيزهای ديگر، به لحاظ وجود خداهای نوظهور وضعش بهتر از گذشتههای دور است. خدا با بت متفاوت است. بت را در شيپور میكنند و ذهن توانمند ما به شكل جادويی ارزش آنرا بسط میدهد. خداهای واقعی غالباً ديده نمیشوند و گمان میكنم اين به خاطر ظاهر در نگاهِ اول بسيار معمولی آنهاست. يك خدای واقعی ممكن است بسيار ساده ايستاده به يك ديوار تكيه داده باشد اما اگر اندكی مكث كنی و با تمركز و ذهنی آزاد به او دقت نمايی، به شكلی بیواسطه به قدرت غيرمادیاش و احساسی از دنيای بزرگش پی میبری.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر